سلام به همه شما دوستان که حتی در نبود من هم پشتیبانم هستین
شاید نمیخواستم دیگه آپ کنم اما چند دلیل باعث شد این کار رو نکنم
اول اینکه شما دوستای خوب من اینقدر با محبت هستین که بعد از ۲ ماه همچنان نظر میدادید برام
دوم اینکه وقتی دیدم یکی از بهترین دوست هام که تازه باهاش آشنا شدم در مورد من حقیر تو وبلاگش
مطلب گذاشته کلی خجالت کشیدم و گفتم نه دیگه باید بری یه گردگیری حسابی از وبت بکنی
ولی بچه ها خودم هم خسته شدم دیگه نمیخوام غمگین بنویسم
از این به بعد سعی میکنم مطالب زیبا و به روز رو قرار بدم
خوب حتما میگید این دوست عزیز کیه ؟
کسی که از من و شما خیلی فاصله داره اما دلش قلبش و همه وجودش تو ایران هست و
نفسش با نفس ما شمارش میشه من این رو با تمام وجودم احساس کردم

یه دختر ناز که آرزو دارم به همه آرزوهاش برسه

یه عشق که امیدوارم هیچ وقت سختی نبینه

یه دوست که امیدوارم خوشبخت باشه

یه خواهر که دوست دارم تو لباس عروسی ببینمش

با فرهاد عزیزش پیش هم

با بچه های نازو خوشگل و سالم آخه عاشق بچه است

امیدوارم تا وقتی که تنهاست خدا براش بارون قلب از آسمون بریزه

تا اون هم همیشه شاد باشه و دیگه غمش رو نبینم

و در کنار هم بتونیم روز های خوبی رو داشته باشیم

پرستوی عزیزم من هم خدا رو شکر میکنم که تو رو با من آشنا کرد
دوستت دارم خواهر گلم
